من زن دومم
HoMe | eMaiL | Design | Profile
فردا اولین روز کاریش تو تهرانه اونم عصر ها مجبوره که بره دنبال خونه بگرده . خدا کنه که یه خونه خوب پیدا شه ما هم بریم . امیدوارم .... دارم دیوونه میشم هر روزی که به آخر ماه نزدیک میشم استرسم بشتر میشه . همش عصبی ام این روزها . نمی دونم چی میشه . یعنی اونها میزارن ما راحت زندگی کنیم ؟ همش حس می کنم این خوشحالی دوام نداره . اگه چاره داشتم ..... دلم به انداره تموم این ابرها گرفته . خدایا دلت واسم نمی سوزه . من هیچ خیری تو زندگیم ندیدم . خدایا منو ببین ! خدایا کمکم کن ! امشب وقتی داشتم اهورا می خوابوندم بهش گقتم : عشق من دو هفته دیگه من و تو بابایی پیش همیم . اون دیگه شبها کنارمونه . دیگه تنها نیستیم تو هم هر روز بابایی رو میبینی . میدونی چی گفت : به زبون خودش گفت بابا دوست دانه . یعنی بابا دوستت دارم . کجایی ببینی ؟ کجایی ؟ تو بهم گفتی واسه این زود گداشتم بچه دار بشیم که تو منو ترک نکنی ! اما تو کجایی که من دوسال این بچه رو دارم تنهایی بزرگ میکنم . تو کجایی ؟ تا ازم بپرسه بابا ؟ منم بگم فردا میاد ؟ آخه چرا این فردا ها تموم نمیشه؟ چرا ؟ دلم داره آتیش میگیره .... دلم داره از بی کس بودنم آتیش میگیره .... تمام آرزوم یه زندگی آروم بود اما ....
صبح گفت که اونم میخواد بیاد ... میگم واسه چی همین که داره جاسوس میفرسته کافی نیست ؟ میگه اون گفته همه میریم یه مهمون سرا میگیریم تو برو بچه رو بردار بیار چند ساعت پیشمون بمونه بعد ببرش بده بهش ما هم بریم تهران . داشتم دیونه میشدم وقتی که شنیدم ... منم گفتم میخواین بیاین مشکلی نیست بیا ولی من بچه دستت نمیدم که بری 2 ساعت باهاش باشی هواییش کنی بیاری واسم اونم چند روز مدام بگه بابا . بابا . اصلا نیا واسه چی میخوای بیایی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ با گریه و ناراحتی هم ازش خداحافظی کردم . خدایا چرا منو فراموش کردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دلم برای کسی که میداند دوستش دارم... چه دلتنگ است
دلم ...برای کسی تنگ است که دلش چون سنگ خارا سرد و تاریک و بیرنگ است ...
یا که شاید در پی سنگین دلی دیگر ...با خودش چون من دیوانه در جنگ است
نم نم باران را
تا شوره زار خشک دل تنگی ام
...
دشتی سرسبز گردد و آشیان شقایق ها
نقاشی کن سایه بان امنیت را
تا در زیر آن ببافم فرشی از جنس آرامش
و بنشینم
بنشینم در انتظار تو ...
| Desiner: lady skin |